مردان دریایی
مردان دریایی

جمعه 2/12/1364
* ضبط سه نوار کاست از خاطرات فرمانده شهید محمود دوستانی دزفولی از زمان حضور در منطقه فاو عملیات والفجر 8 و به خصوص شنیدن خبر رحلت مرحوم آیت الله قاضی نماینده امام خمینی و امام جمعه دزفول در منزل خون نگار شهید غلامرضا عارفیان با حضور برادران محمدهادی عارفیان، عبدالامیر مطیع الرسول و محمدحسین دُرچین از ساعت 9 تا 12 شب و بعد از چند روز، خاطره گویِ دلاور ما هم آسمانی شد و به یاران شهیدش پیوست.
قسمتی از روز شمار کتاب : خطبه های مقاومت
وبلاگ : چمدان آبی
مردان دريايي
خاطره عمليات افتخارآفرين والفجر 8

به روايت سردار شهيد محمود دوستاني دزفولي
فرمانده گروهان غواص گردان بلال
لشكر 7 حضرت وليعصر(عج)
بازنويسي: سيد حبيب حبيبپور
اين کتاب با همکاري و حمايت
سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان خوزستان
به چاپ رسيده است.
سرشناسه: دوستاني دزفولي ، محمود
عنوان و نام پديدآور: مردان دريايي : خاطره عمليات افتخار آفرين والفجر 8 به روايت سردار شهيد محمود دوستاني دزفولي .../ بازنويسي حبيب حبيب پور
مشخصات نشر: تهران: سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران ، معاونت پژوهشی و ارتباطات فرهنگی ، نشر شاهد، ۱۳۸6.
مشخصات ظاهری: 8 ص.: عكس
شابك : 6-299-394-964
وضعيت فهرست نويسي :فيپا
موضوع: دوستاني دزفولي ، محمود -- خاطرات
موضوع: جنگ ايران و عراق، 1359-1367 -- شهيدان
موضوع: جنگ ايران و عراق، 1359-1367 -- خاطرات
موضوع: جنگ ايران و عراق، 1359-1367 -- عمليات والفجر 8
موضوع: غواصان -- ايران -- خاطرات
موضوع: سرداران -- ايران -- خاطرات
شناسه افزوده: حبيب پور ، حبيب ، 1347
شناسه افزوده: بنیاد شهید انقلاب اسلامی. نشر شاهد
رده بندی کنگره : 1386 3آ87د/1626 DSR
رده بندی دیویی: 0843092/955
شماره کتابشناسی ملی: 1176746
مردان دريايي
بازنويسي: سيد حبيب حبيبپور
ويراستار: اصغر استادحسن معمار
نوبت چاپ: اول1387 تيراژ: 3000 نسخه
طراح جلد: ميثم صابري ■ صفحهآرايي: اسماعیل راد
امور فني: مقداد منتظری ■ هماهنگي توليد: محمدحسين خمسه
امور ليتوگرافي، چاپ و صحافی: مؤسسهي فرهنگی هنری شاهد
قيمت: 12000 ريال ■ شابك: 6-299-394-964
نشانی: تهران- خیابان آیت الله طالقانی- خیابان ملکالشعرای بهار شمالی- شمارهی3 معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران- نشر شاهدتلفن: 88308089 و 88824749
توزیع: مؤسسهي فرهنگی هنری شاهد ■ مرکز پخش: تهران 66491851 قم 7830340-0251 و فروشگاههای نشر شاهد و سایر فروشگاههای معتبر
مقدمه
آنچه پيش رو داريد خاطرة عمليات بزرگ و افتخارآفرين والفجر 8 در بهمن 1364 است كه به همت رزمندگان پرتوان اسلام در منطقة فاو كشور عراق انجام گرفت. اين خاطره از زبان شهيد محمود دوستاني دزفولي فرمانده گروهان غواص گردان بلال از لشكر 7 ولي عصر (عج) بيان گرديده است.
آن شهيد بزرگوار پس از عمليات و بازگشت به زادگاهش (شهر دزفول) خاطرة خود از اين عمليات را در قالب سه نوار كاست در نشستي در منزل شهيد غلامرضا عارفيان و به اصرار برادران ارجمند هادي عارفيان، عبدالامير مطيع رسول و محمدحسين درچين، بازگو كرد تا گوشهاي از آن همه ايثار و شهادت را براي نسل آينده به يادگار باقي بگذارد.
از آنجا كه شهيد فرمانده گروهان غواص بوده و در بسياري از جزئيات مراحل مختلف از آموزش تا عمليات حضور فعال داشته است، توانسته است بهخوبي مخاطب را با حال و هواي رزمندگان اسلام آشنا سازد. سوز و گدازي كه در بيان او در تأسف از شهادت دوستان و همرزمانش يافت ميشود، بار عاطفي و احساسي خاطره را بيشتر كرده و بر جذابيت آن افزوده است.
لازم به يادآوري است كه اين شهيد عزيز خاطرة خود در اين نوارها را به لهجة دزفولي بيان كرده كه پياده كردن آن بسيار مشكل بود، اما تلاش شد تا در برگردان آن به زبان نوشتار، اصل خاطره چنان بازنویسی گردد كه بيان شده است، و دخل و تصرف خاصي در آن انجام نگيرد.
اميد است اين كتاب توانسته باشد گوشههايي از آن همه فداكاري و شجاعت آميخته با عرفان و معنويت رزمندگان اسلام را به تصوير بكشد و نسل امروز و فردا را با حماسههاي هشت سال دفاع مقدس آشنا سازد.
سيد حبيب حبيبپور
دزفول
زندگينامه شهيد
شهيد محمود دوستاني دزفولي در اول تير ماه سال 1343 در دزفول به دنيا آمد. او از كودكي به همراه برادر شهيدش، علي و خواهرزادهاش، شهيد حسين ناجي، به مسجد امام حسن عسكري(ع) میرفت و در مجالس قرآني شركت ميكرد.
در دوران انقلاب اسلامي، نوجواني 14 ساله بود كه در راهپيماييهاي ضدرژيم شركت و در پخش اعلاميههاي انقلابي و نوشتن شعار روی دیوارها فعاليت داشت.
او پس از پيروزي انقلاب اسلامي توانست با اخلاق اسلامي و رفتارهاي جذاب خود نوجوانان را به مسجد بكشاند و با روي آوردن به كارهاي فرهنگي آنها را با تعاليم اسلام آشنا سازد.
با آغاز تهاجم رژيم بعث عراق به ميهن اسلامي ما در شهريور ماه سال 1359، به سوي جبههها شتافت و در جبهة شهدا (در منطقه كرخه) بود كه مجروح گرديد و يكي از انگشتان خود را از دست داد، اما پس از مداواي نسبي به سرعت به جبهه اعزام و در عمليات بزرگ فتحالمبين شركت كرد.
او خستگي نميشناخت و در بين رزمندگان شايع بود كه «محمود» ميگويد: «وقتي خسته شدي، تازه اول كار است.» او پا به پاي انجام آموزشها و عمليات نظامي به خودسازي نيز ميپرداخت و اين را از نمازهاي شب سرشار از گريه و زمزمههاي زيارت عاشورا و دعاي عهد در هر صبح او درمييافتيم.
او عاشق و شيفتة حضرت سيدالشهدا(ع) بود و از هفتهها مانده به ماه محرم، به همراه دوستانش، مسجد را مهياي عزاداري ميساخت. در روزهاي تاسوعا و عاشوراي حسيني سر از پا نميشناخت و با چشمان اشكآلود، سينه ميزد و عزاداري ميكرد.
او در كنار شركت در دفاع مقدس به كسب علم و تحصيل نيز مشغول بود و با هوش و ذكاوت خود تحصيلاتش را تا ديپلم به انجام رسانيد.
محمود اعتقاد داشت شركت در جنگ يك تكليف شرعي است و اگر كسي به اين تكليف الهي عمل نكند، فرداي قيامت بايد جوابگوي خون شهدا باشد.
او در عملياتهاي مختلف از جمله فتحالمبين، بيتالمقدس، والفجر مقدماتي، بدر و سرانجام والفجر 8 و در بسياري از مناطق پدافندي شركت كرد و حماسهها آفريد. او توانست با هوش سرشار و پشتكار خود و با اصرار مسئولين به فرماندهي گروهان غواص گردان بلال از لشكر 7 ولي عصر(عج) مفتخر گردد و در عمليات والفجر هشت، اين مسئوليت را به عهده داشت.
شهيد محمود دوستاني دزفولي پس از پيروزي افتخارآفرين والفجر 8 و فتح فاو در هنگام برگشت از منطقة عملياتي در تاريخ 5/12/1364، در حالي كه در كنار همرزمانش در اتوبوس نشسته بود، بر اثر اصابت راكت هواپيماي دشمن متجاوز، به شهادت رسيد و به دوستان و برادر شهيدش پيوست. يادش گرامي و راهش پر رهرو باد.
وصیتنامة شهيد
وصيتنامة شهيد محمود دوستاني دزفولي
بسم الله الرحمن الرحيم
اینجانب، محمود دوستاني دزفولي، فرزند محمدحسن، ايمان و عقيده راسخ خود را به يگانگي خداوند تبارك و تعالي اعلام داشته و اظهار تسليم در مقابل او مينمايم و اعلام ميدارم كه صد و بيست وچهار هزار پيامبر خدا برحقند كه اولين آنها حضرت آدم و آخرينشان حضرت خاتمالانبياء محمد مصطفي(ص) ميباشد و كتاب معظم قرآن بر حق است و اذعان ميدارم كه دوازده گوهر پاك خدا جانشينان به حق پيامبر اسلام در روي زمينند كه اولين آنها
مولي الموحدين حضرت علي بن ابيطالب (ع) و آخرين آنها حضرت مهدي(عج) است و افتخار ميكنم كه طوق ولايت آن بزرگواران را به گردن نهادهام و اميدم اين است كه با ولايتشان چشم از اين جهان فرو بندم.
مردم! و الله قيامت بر حق است؛ معادي هست؛ حساب و كتابي هست. بكوشيد تا اين چند روزه دنيا را در طاعت و بندگي خدا سپري كنيد كه
ان شاء الله در آن روز واويلا روسفيد درگاه خدا و پيامبرش باشيد!
حرف چنداني ندارم، چون هر چه ميخواهم بگويم، ميبينم مسئوليتآور است و پايم در لغزش. از اين رو به يكي دو نكته اكتفا مينمايم:
اول اينكه از تمامي شما ميخواهم در كارها رضايت خدا را بر هر چيز مقدم بداريد و پشتيبان اسلام و انقلاب و رهبر جامعه باشيد. وحدت را حفظ كنيد كه رمز پيروزيمان بوده و هست. از همه جوانان غيرتمند همسنگرم ميخواهم كه راه و هدف را هميشه مد نظر داشته باشند و در كورهراهها و فراز و نشيبهاي راه، مصلحت انقلاب و اسلام را بر هر کار مقدم داشته و هر جا احتياج بود، حاضر شوند و بكوشند تا جوانمردانه اسلحه شهيدان را به طرف دشمنان نشانه روند. به هيچ وجه جبهه را خالي نكنيد كه خيانت است!
از پدر بزرگوار و مادر عزيز، اظهار شرمندگي ميكنم كه نتوانستم فرزند خوبي برايتان باشم و از زحمات فراواني كه برايم كشيديد، بسيار تشكر ميكنم.
پدرم، مادرم، افتخار كنيد كه فرزندي ديگر به راه خدا قرباني داديد! دعا كنيد كه مقبول خدا قرار گيرد و بدانيد اجر زيادي در نزد خدا داريد! از همه افراد خانواده خودمان، برادران و خواهران، طلب حلاليت ميكنم و خدمتشان اظهار ارادت ميكنم بسيار ممنونم از زحماتتان.
برادران، ياد ما همان راهمان است كه ان شاء الله فراموش نشود.
از همه شما خداحافظي نموده و طلب عفو و بخشش ميكنم. از برادران مسجد ميخواهم كه جلسات و نماز جماعت را پابرجا و زنده نگهداری کنند و مراسم عزاداري امام حسين(ع) را حتماً بر پا دارند. برادران، در مراسمتان يادمان كنيد و دعايمان كنيد!
مقداري حساب و كتاب دارم كه در كاغذي جداگانه مينويسم.
همه شما را به خدا سپرده و وعدهام ديدار روز قيامت، در محضر رسول خدا. ان شاء الله.
والسلام
محمود دوستاني دزفولي
ساعت 10 شب 18/11/1364
مدیر وبلاگ در کنار آیت الله قاضی دزفولی